عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

145

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

درجهء دوم ، قصدى است كه با سببى [ از عالم خلق به نام ما سوى ، كه مانع ميان بنده و حق گردد ] برخورد نكند مگر آنكه آن را بركند ، و حايلى [ از حجابهاى ظلمانى و بلكه حجابهاى نورانى ] باقى نگذارد ، مگر آنكه آن را بردارد ، و سختى [ و مشقتى ] را رها نكند مگر آنكه آسانش گرداند . [ چرا كه صاحب اين قصد در مقام احسان ، با لذّت و ذوق و شوق ، طاعت و بندگى حق را بجا مىآورد و ازاين‌رو ، سختى و صعوبتى احساس نمىكند . ] و الدرجة الثالثة قصد استسلام لتهذيب العلم ، و قصد إجابة لوطىء « 1 » الحكم ، و قصد اقتحام فى بحر الفناء . درجهء سوّم ، آن است كه بنده قصد كند تسليم [ و منقاد كامل در برابر علم شرع ] گردد تا علم [ شرع ، ظاهر او را با اعمال و آداب شرعى و باطن او را با اخلاص پسنديده ] پاك و مهذب سازد ؛ و قصد كند دعوت كننده‌هاى حكم را پاسخ مثبت دهد . [ توضيح اينكه : هر حكمى از احكام الهى يك داعى در باطن بندهء صالح دارد و اين داعى بنده را به عمل شايسته‌اى كه مناسب حال و شايستهء مقام او از آن حكم است ، فرامىخواند . و اصحاب طريقت آن را « سرّ اللّه الداعى اليه » مىنامند . اين دعوت درونى ، يكى از راههاى ابتدايى است كه حق‌تعالى خود را با آن به بندهء مؤمن خود مىشناساند ، و نخستين جاذبه‌هايى است كه بنده را به سوى فناى در حق مىكشاند . ] و قصد كند در درياى فنا فرو رود و غرقه شود ؛ [ يعنى به نور تجلى كشيده و جذب شود و در حضرت جمع فانى گردد . ] * * *

--> ( 1 ) - ك : لدواعى .